حاج ملا هادي السبزواري

207

شرح مثنوى

( ( 3739 ) ) امت احمد كه هستيد از كرام * تا قيامت هست باقى آن طعام ن 184 17 - ك 73 8 از كرام : يعنى امتى كه از عاملين و سالكين فى سبيل ا للهاند . چنان كه مكشوف مىشود از براى بصرشان و سمعشان ديدنيها و شنيدنيها و مشهود مىشود غير اينها . همچنين مكشوف مىشود به حسب عملشان چشيدنيها ، و قدم ثابتى دارند و رجوع قهقرا نمىكنند . تا قيامت آن طعام و شراب از براى ايشان هست . ( ( 3740 ) ) چون ابيت عند ربى فاش شد * يطعم و يسقى كنايت ز آش شد ن 184 18 - ك 73 8 چون ابيت : اشارت است به حديث نبوى كه اَبيتُ عِندَ رَبّى يُطعِمُنى وَيُسقينى . ( 1 ) ( ( 3741 ) ) هيچ بىتأويل اين را در پذير * تا در آيد در گلو چون شهد و شير ن 184 19 - ك 73 9 هيچ بىتأويل : يعنى لذايذ و مولمات مشهوده ، منحصر نيست به معنويات و نه به صور طبيعيهء داثره ، بلكه صوريهء صرفهء قائمه نيز هست ، چه عالم ، دو عالم است : عالم معنى و عالم صورت عالم معنى دو تاست : عالم معانى مرسله ، و عالم معانى متعلقه به صور . و عالم صورت نيز دوتاست : عالم صور صرفهء بسيطه ، و عالم صور طبيعيهء مركبه . و هر چه در عالم صور طبيعيه مىباشد ، به اضعاف در عالم صور صرفه مىباشد . پس تأويل كردن و همهء مشهودات را بر عالم معنى حمل كردن از قصور است . ولى حمل بر معنى كه صدمه نزند بر شهودات صوريه بلكه جمع و حفظ همهء اوضاع باشد تمامتر و كار كاملين است . و جناب پيغمبر ( صلى الله عليه و آله و سلَّم ) در حق جناب على ولىّ عليه السلام دعا فرمود كه : اَللَّهُمَّ فَقِّهه فىِ الدّينِ وَعَلِّمه التَأويلَ . ( 2 ) پس واجب آمد كامل را كه معتقد باشد كه جناب پيغمبر در مقام عنديّت و لدنيّت هم قلب منوّرش كه عرش اعظم عروش خداست طعام و شراب مشاهدهء تجليات خدا را چشيد و هم ذائقهء قالبش طعام و شراب صورى را چشيد ، و كلمات تامهء خدا را به سمع فؤاد تلقى كرد در اعلى المعارج ، و هم كلام صورى از جبرئيل و يا بىواسطه از حق كه حديث قدسى است مىشنيد ، و قس عليه الباقى . و بايد دانست كه الفاظ موضوعند از براى معانى عامّه ، و تضييقها از انس به موطنى و غلبهء نشاه اى بر نفس برخاسته است . مثل آن كه قلم موضوع است از براى چيزى كه به او نقش كنند خواه آن چيز جسم و جسمانى باشد چون نى و خيال يا مجرد و روحانى باشد چون ملكهء عقل . و از آن جمله است عقل كل كه تعبير از آن فرموده‌اند كه : اَوَّلُ ما خَلَقَ الله القَلَمَ و آن نور و روح ختمى است صلى الله عليه و آله . چنان كه شيخ فريد الدين قدس سرّه گويد : آن كه اول شد پديد از جيب غيب بود نور پاك او بىهيچ ريب

--> ( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 118 . ( 2 ) منبع يافت نشد . .